مقالات آموزشی

میناکاری روی طلا؛ نقش‌های رنگی زیور قاجاری از چه ساخته‌اند؟

دو زیور قاجاری در موزه‌های متروپولیتن و والترز نشان می‌دهند طلا، مینا و مروارید چگونه در یک اثر کنار هم قرار می‌گیرند و شناسنامه آن‌ها چه محدودیت‌هایی دارد.

تصویرسازی مفهومی: میناکاری روی طلا؛ نقش‌های رنگی زیور قاجاری از چه ساخته‌اند؟
در این مقاله می‌خوانید ۵ بخش

میناکاری روی طلا یعنی چه؟

در میناکاری روی طلا، نقش‌های رنگی را نباید با رنگ خود فلز یکی دانست. موزه متروپولیتن مینا را ماده‌ای شیشه‌ای معرفی می‌کند که با حرارت برای تزئین سطح اشیا به کار می‌رود. بنابراین در زیوری که مواد آن «طلا، مینا و مروارید» ثبت شده، این نام‌ها به اجزای متفاوت اثر اشاره دارند، نه سه توصیف برای یک ماده.

یک جفت گوشواره در متروپولیتن و یک آویز در موزه هنر والترز، این تفاوت را در زیورهای قاجاری نشان می‌دهند. شناسنامه این دو اثر کمک می‌کند حضور طلا را از تزئین رنگی جدا کنیم؛ اما اطلاعات آن‌ها برای تعیین عیار یا ترکیب دقیق رنگ‌ها کافی نیست.

گوشواره‌های متروپولیتن؛ طلا در کنار نقاشی مینایی

متروپولیتن یک جفت گوشواره چلچراغی قرن نوزدهم را با شماره 1979.460.1a,b نگهداری می‌کند. مواد این اثر «طلا، مروارید و نقاشی مینایی» ثبت شده و محل ساخت آن به ایران نسبت داده شده است. تعبیر دقیق همین «منسوب به ایران» است؛ نه اینکه محل ساخت، بدون قید و با قطعیت بیان شود.

شرح موزه، نقش‌های ظریف گل و کاربرد رنگ‌های متعدد در تزئین مینایی را برجسته می‌کند. پس برای توضیح رنگ‌های این گوشواره‌ها، شاهد مشخصی درباره مینا داریم. این نقش‌ها را نباید صرفاً رنگ متفاوت طلای به‌کاررفته دانست. بااین‌حال، شرح اثر مشخص نمی‌کند هر رنگ دقیقاً چه ترکیبی دارد یا عیار بخش طلایی چقدر است.

آویز والترز؛ سه ماده در یک زیور

موزه هنر والترز آویزی با تصویر نیم‌تنه زن و شماره 44.333 را متعلق به ایرانِ دوره قاجار، در نیمه نخست قرن نوزدهم، معرفی می‌کند. مواد ثبت‌شده آن طلا، مینا و مروارید هستند. این شناسنامه نیز نشان می‌دهد که طلایی‌بودن یک زیور به معنای طلابودن همه اجزای آن نیست.

ابعاد آویز ۵٫۷ در ۴٫۱ در ۰٫۴ سانتی‌متر و ارتفاع آن همراه زنجیر و مرواریدها ۱۱ سانتی‌متر ثبت شده است. تفاوت این دو اندازه یادآوری می‌کند که هنگام خواندن شناسنامه، باید دید عدد به خود آویز مربوط است یا مجموعه همراه آن. این اندازه‌ها اطلاعاتی درباره عیار یا ارزش مالی طلا نمی‌دهند.

سابقه مرمت چه چیزی به شناخت اثر اضافه می‌کند؟

در سوابق آویز والترز، پاک‌سازی و تعمیر در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۵ ثبت شده است. این تاریخ، زمان اقدام حفاظتی است؛ نه تاریخ ساخت آویز و نه تاریخ انتشار صفحه موزه. زمان ساخت اثر همان نیمه نخست قرن نوزدهم معرفی شده است.

طبق این سابقه، بخش‌های ازدست‌رفته مینا با پرکننده و رنگ هماهنگ ترمیم شده‌اند. بنابراین برای شناخت وضعیت اثر، فهرست مواد به‌تنهایی همه اطلاعات را در اختیار نمی‌گذارد و سابقه حفاظت نیز اهمیت دارد. این گزارش درباره مرمت همین آویز است؛ از آن نمی‌توان روش تعمیر خانگی استخراج کرد یا درباره دوام همه زیورهای مینایی حکم داد.

از این نمونه‌ها چه می‌توان فهمید و چه نمی‌توان؟

نتیجه روشن این دو شناسنامه، تفکیک طلا از مینا و مروارید است: طلا یکی از مواد زیور است و تزئین مینایی هویت مادی جداگانه‌ای دارد. در گوشواره متروپولیتن، شرح نقش‌های گل نیز به شناخت کاربرد رنگ کمک می‌کند؛ در آویز والترز، سابقه مرمت اطلاعات دیگری درباره وضعیت مینا می‌دهد.

اما هیچ‌یک از این دو صفحه عیار طلا را مشخص نمی‌کند. همچنین نمی‌توان از آن‌ها ترکیب دقیق رنگ‌ها، ارزش مالی اثر یا روش ساخت تمام زیورهای قاجاری را نتیجه گرفت. کاربرد درست این نمونه‌ها، شناخت مستند دو اثر تاریخی است؛ نه تشخیص جنس، کیفیت یا اصالت زیور امروزی صرفاً بر پایه شباهت ظاهری.

منابع این مطلب
مطالب بیشتر در مقالات آموزشی
دیدگاه‌ها۰ دیدگاه تأییدشده

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از بررسی مدیر منتشر می‌شود. نام و متن شما عمومی خواهد بود.