مقالات آموزشی

زیورآلات طلای هخامنشی چگونه تزئین می‌شدند؟

دو اثر موزه‌ای نشان می‌دهند گوشواره و بازوبند طلای هخامنشی چه تزئیناتی داشتند؛ از دانه‌های طلا تا اجزای جداگانه و جایگاه سنگ‌های رنگی.

تصویرسازی مفهومی: زیورآلات طلای هخامنشی چگونه تزئین می‌شدند؟
در این مقاله می‌خوانید ۵ بخش

دو اثر، دو شیوه متفاوت برای آراستن طلا

زیورآلات طلای هخامنشی در دو نمونه ثبت‌شده در موزه متروپولیتن و موزه بریتانیا، تزئیناتی متفاوت دارند: یک جفت گوشواره هلالی با دانه‌ها و گوی‌های طلا، و بازوبندی با موجودات بالدار، اجزای جداگانه و جایگاه‌هایی برای سنگ‌های رنگی. این رکوردها هم درباره ظاهر آثار اطلاعات می‌دهند و هم بخشی از ساختار آن‌ها را توضیح می‌دهند؛ اما همه مراحل ساخت را روشن نمی‌کنند.

متروپولیتن گوشواره‌ها را به جغرافیای ایران و حدود سده ششم تا چهارم پیش از میلاد نسبت می‌دهد. موزه بریتانیا نیز بازوبند گنجینه آمودریا را اثری هخامنشی از سده پنجم تا چهارم پیش از میلاد معرفی می‌کند. بنابراین مقایسه حاضر درباره همین دو اثر است، نه تمام زیورآلات این دوره.

گوشواره‌ها: هلالی با چند لایه تزئین طلایی

در توصیف متروپولیتن، فرم اصلی هر گوشواره هلالی است. لبه داخلی و خارجی هلال تزئینات دانه‌ای دارند؛ روی خود هلال نیز برجستگی‌هایی ردیفی دیده می‌شود و گوی‌های طلا پیرامون لبه بیرونی قرار گرفته‌اند. پس جزئیات اثر به یک نوع تزئین محدود نیست: دانه‌های لبه، برجستگی‌های سطح و گوی‌های پیرامونی، هرکدام بخش متفاوتی از فرم را آراسته‌اند.

دهانه هلال با سیمی طلایی به هم وصل شده است. موزه این سیم را وسیله اتصال گوشواره به گوش معرفی می‌کند؛ جزئی که در کنار آرایه‌ها، اطلاعاتی درباره کاربرد قطعه می‌دهد.

رکورد همچنین به نمونه‌های مشابه کشف‌شده در شوش و پاسارگاد و نمایش این فرم گوشواره بر گوش مردان در شوش و تخت‌جمشید اشاره دارد. این مقایسه‌ها برای شناخت فرم مفیدند، اما هویت صاحب همین جفت گوشواره را مشخص نمی‌کنند.

بازوبند: پیکره‌های بالدار و جایگاه سنگ‌های رنگی

بازوبند طلایی گنجینه آمودریا در رکورد موزه بریتانیا با دو انتهای پیکره‌دار توصیف شده است: موجوداتی بالدار با سر گریفین. نکته مهم درباره ساختار آن، جداگانه‌بودن سرها، گوش‌ها، شاخ‌ها و بال‌هاست. این اطلاعات نشان می‌دهد که همه جزئیات پیکره‌ها صرفاً نقش‌هایی روی بدنه نیستند و رکورد، اجزای جداگانه‌ای را شناسایی کرده است.

در بخش‌هایی از گردن، سینه، بال و پشت، خانه‌بندی‌های ظریف وجود دارد. به توضیح موزه، این جایگاه‌ها در اصل سنگ‌های رنگی داشته‌اند؛ سنگ‌هایی که باقی نمانده‌اند. صورت و اندام‌ها نیز با جزئیات فرورفته تزئین شده‌اند.

در نتیجه، توصیف این بازوبند فقط به شکل‌دادن طلا محدود نمی‌شود: جایگاه سنگ‌ها نیز بخشی از آرایش اولیه آن بوده است. بااین‌حال، شواهد ارائه‌شده نوع یا رنگ دقیق سنگ‌های ازدست‌رفته را تعیین نمی‌کنند.

مقایسه دو اثر درباره تزئین و ساخت چه می‌گوید؟

در گوشواره‌ها، شرح تزئین بر تکرار عناصر طلایی در امتداد یک فرم هلالی متمرکز است. در بازوبند، پیکره‌های انتهایی، اجزای جداگانه، جزئیات فرورفته و خانه‌های سنگ در کنار هم قرار دارند. تفاوت اصلی این دو نمونه، تفاوت در سازمان‌دهی آرایه‌هاست، نه شاهدی برای برتری یکی بر دیگری.

رکورد گوشواره کارکرد سیم اتصال را توضیح می‌دهد، ولی روش اتصال دانه‌ها را روشن نمی‌کند. رکورد بازوبند نیز اجزای جداگانه را معرفی می‌کند، اما اطلاعات ارائه‌شده برای بازسازی کامل روند مونتاژ کافی نیست. شناخت اجزای یک اثر با دانستن همه فنون ساخت آن یکسان نیست.

کدام نتیجه‌ها را نباید قطعی دانست؟

انتساب هخامنشی بازوبند به معنای مشخص‌بودن محل کارگاه آن در مرزهای ایران امروزی نیست. در رکورد موزه بریتانیا، محل کشف با علامت پرسش آمده و شواهد ارائه‌شده محل دقیق ساخت را قطعی نمی‌کنند. درباره گوشواره‌ها نیز انتساب جغرافیایی به ایران، به‌تنهایی نام سازنده یا هویت استفاده‌کننده را معلوم نمی‌سازد.

این دو اثر برای شناخت فرم، آرایه و برخی جزئیات ساخت زیورآلات طلا شواهد مشخصی دارند. اما نمی‌توان از آن‌ها علت انتخاب نقش‌ها، شیوه اتصال همه اجزا یا الگوی عمومی طلاسازی هخامنشی را نتیجه گرفت. خواندن دقیق رکورد موزه‌ای یعنی ویژگی‌های ثبت‌شده را از پرسش‌هایی که هنوز پاسخ ندارند جدا کنیم.

منابع این مطلب
مطالب بیشتر در مقالات آموزشی
دیدگاه‌ها۰ دیدگاه تأییدشده

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از بررسی مدیر منتشر می‌شود. نام و متن شما عمومی خواهد بود.